بازی ابروخورشید

خرید بک لینک

دوبازیگر همیشه حاضر در صحنه ی آسمان که این روز ها کمترکسیحاضر میشود روی چمن ها دراز بکشد و بازی این دو را به نظاره بنشیند.

روزهایی که حالشانخوب است ومشغول بازی بایکدیگر اند ساکنان زمین فرصت را غنیمت میشمارند.ازپناهگاههای خود بیرون میزنند وبه دل خیابان ها وطبیعت میزنند.ولی امان از روزی که رابطهمیان این دو شکرآب شود آن وقت است که آسمان را بهم میریزند.دراین موقع است که ابرفراموش میکند که این خورشید بوده است که دست او را گرفته واز دریا به بالا تریننقطه ی آسمان اورده است.او از فرط خشم بر سر خورشید فریاد میکشد وسعی دارد ازدرخشش او کم کند.

اما خورشید فقط سکوت میکند وحرفی به زبان نمی آورد چرا کهخودرا مقصر میداند.با خود فکر میکند چرا به کسی بیش از بهایش ارزش داده.ساکنانزمین هم از ترس آتش خشم ابر در خانه هایشان فرو رفته اند.

ابر بعد ازاین که میبیند خورشید دراوج قدرت سکوت کرده ازکارش پشیمان میشود وبرای بدست آوردن دل خورشید شروع به گریستن میکند.آن وقت است کهصلح بازمیگردد و اهل زمین از آمدن باران خوشحال میشوند.خورشید هم رنگین کمان رانشانه ی بخشش خود قرار میدهد.

حدیث سیره شهدا...

ما را در سایت حدیث سیره شهدا دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: پنجشنبه 21 ارديبهشت 1396 ساعت: 14:22

صفحه بندی